هواهای نفسانی همان خواسته‌های افسارگسیخته نفس است که فراتر از چهارچوب عقل و شرع می‌طلبد. موت نفس به سرکوب خواسته‌های شهوی و غضبی نفس است، که از نظر ریشه‌ای در ربط با قوه واهمه است. مهاجر برای هجرت کبری ابتدا باید جهاد اکبر را انجام دهد. که جهاد اکبر هم عبارت از همین سرکوب هواهای نفسانی است که ما از آن تعبیر می‌کنیم به «موت هواهای نفسانی» بنابراین مهاجر در هجرت کبری اول شهید می‌شود و سپس به راه می‌افتد. یعنی بعد از اینکه شهید شد، تازه راه را پیدا می‌کند «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» (عنکبوت، 69) بعد از شهادت است که خدا راه‌ها را باز می‌کند برای حرکت به سوی الی‌الله. فرق دیگری که بین جهاد اصغر و جهاد اکبر است این است که در جهاد اصغر یک موت (یا شهادت) بیشتر نیست. وقتی مجاهد از خانه و دار و دیارش بیرون می‌آید و به سوی دشمن می رود و می‌جنگد، اگر توفیق داشت شهید می‌شود. اینجا فقط یک شهادت است. اما در جهاد اکبر که هجرت کبری متوقف بر آن است، شهادت‌ها و موت‌ها است. اینکه آن جهاد «اصغر» است و این «اکبر» چه بسا از همین جهت باشد... حتی ممکن است کسی که در مسیر جهاداکبر است روزی هفتاد بار شهید شود و بمیرد. در حدیث معراج که اهل خیر و اهل آخرت را توصیف می‌کند خداوند خطاب به پیغمبر اکرم(ص) می‌فرماید: «مردم یک بار بیشتر نمی‌میرند، ولی مجاهد در جهاد اکبر روزی هفتاد بار کشته می‌شود. عجب! روزی هفتاد مرتبه، به جهت مجاهده با نفس و مخالفت با هوای نفس و قوای حیوانی‌‌اش می‌میرد! هفتاد بار!» یعنی مدام دل هوس می‌کند و او جلوی دل را می‌گیرد... بنابراین هم در جهاد اصغر اگر کسی این توفیق را پیدا کند که شهید شود اطلاق شهادت می‌شود و هم در جهاد اکبر اگر کسی موفق شود یک خواسته از هواهای نفسانی‌اش را سرکوب کند، اطلاق شهادت می‌شود. که همراه هر شهادت و هر موت حیات طیبه در پی دارد.(1)

1- سلوک عاشورایی، آیت‌الله شیخ مجتبی تهرانی، منزل سوم، ص 157