فاضل اصفهانی معروف به فاضل هندی
تحصیلات فیلسوف معاصر، سید جلال الدین آشتیانی درباره تحصیلات فاضل، چنین میگوید: «حقیر در جُنگی قدیمی در زمان گذشته، عبارتی از شخصی كه در اواخر صفویه میزیسته است دیدم كه چنین نوشته است: در مدرسه، صبیّ مُراهقی (پسر نزدیك به بلوغ) را دیدم كه در بحث، علیم ماهر و واجد مقام عالی در علوم عصر (روز) بود و آثار نبوغ از ناصیه (پیشانی) او آشكار بود. از نسبش پرسیدم، گفتند: او فرزند ملاتاج و نامش بهاء الدین محمد است.»[9] وی در 13 سالگی به اجتهاد رسید. فاضل اصفهانی در سال 1077 هـ.ق. (تقریباً در 16 سالگی) در ردیف فضلای به نام بود.[10] استادان درباره استادان فاضل هندی چیزی ننوشتهاند. برخی از پژوهشگران معاصر بر این باورند كه اولین استاد فاضل هندی، پدرش (مولی تاج الدین حسن بن شرف الدین فلاورجانی اصفهانی) بود.[11] فاضل درباره پدرش آورده است: «و اكثر روایاتی عن والدی العلامه تاج ارباب العمامه».[12] خانواده همسر فاضل از اهالی اِجِه (اژیه) از توابع اصفهان بود. نوشتهاند: «فاضل هندی» با علامه مجلسی اول نسبتی نیز داشته[13] و با واسطه، داماد وی بوده است.[14] تنها پسر فاضل هندی، محمد تقی همانند پدرش دانشوری فرزانه بود. محمدتقی را چنین ستودهاند: «خورشید آسمان فضل و دانش و قطب دایره كمال، مولی محمد تقی بن فاضل هندی با سید نصر الله مكاتبه داشته است. وی اشعاری را در فضیلت مولی محمد تقی سروده است و برای وی ارسال داشته و از پسر فاضل هندی جواب خواسته است.»[15] شاگردان 1. شیخ احمد بن حسین حلی: وی از فاضل، اجازه روایی نیز داشته و این اجازه را فاضل به خط خود، پشت كتاب «قرب الاسناد» نوشته است كه در كتابخانه آیت الله مرعشی نجفی موجود است.[16] 2. سید محمد علی كشمیری: وی در سال 1129 هـ.ق. از فاضل اجازه روایی گرفت.[17] 3. سید ناصر الدین احمد بن سید محمد بن سید روح الامین مختاری سبزواری (1080 ـ 1130 هـ.ق.): وی مورد توجه فاضل هندی بود. فاضل هندی به وی اجازه روایی داد، سبزواری دارای آثار بسیاری است، از جمله: زواهر الجواهر، شرح بر احتجاج طبرسی و شرح نهج البلاغه.[18] قبر او در تخت فولاد اصفهان است.[19] 4. ملا عبدالكریم بن محمد هادی طبسی: او از فاضل هندی اجازه روایی داشت. فاضل این اجازه را پشت كتاب من لایحضره الفقیه ـ كه در كتابخانه آیت الله مرعشی موجود است ـ نوشت.[20] 5. شیخ محمد بن حاج علی بن امیر محمود جزائری تستری، سید عبدالله جزائری وی را صاحب تألیفات فراوان دانسته است.[21] 6. مولی نصیری امینی: وی از فاضل اجازه نقل روایت داشت.[22] 7. میرزا عبدالله افندی: وی از شاگردان آقا حسین خوانساری، آقا جمال، فاضل هندی و علامه مجلسی بود.[23] 8. میرزا بهاء الدین محمد مختاری (1080 ـ 1140 هـ.ق): وی فرزند سید محمد باقر حسینی مختاری سبزواری نائینی اصفهانی است و اجازهای از صاحب كشف اللثام دارد.[24] از او بیش از 40 كتاب و رساله به یادگار مانده است.[25] 9. علی اكبر بن محمد صالح حسنی لاریجانی: وی نسخهای از كشف اللثام را به خطّ خود نوشته و اجازه استادش نیز در آن موجود است.[26] 10. محمد صالح كزازی قمی: وی در سال 1126 هـ.ق. به اصفهان رفت و نزد فاضل هندی به تحصیل پرداخت. وی فتواهای فاضل هندی را در رسالهای به نام «تحفه الصالح» گرد آورد.[27]و به شاه سلطان حسین صفوی اهداء كرد.[28] 11. سید صدر الدین محمد حسینی قمی همدانی: وی شرحی بر «عده الاصول» نوشته كه تقریظی از فاضل هندی بر آن موجود است. این كتاب در كتابخانه آیت الله مرعشی موجود است.[29] وی استاد وحید بهبهانی بود.[30] 12. محمد تقی اصفهانی، مشهور به «ملا تقیا» اجازهای از فاضل هندی برای او در سال 1118 هـ.ق صادر شده است.[31] 13. شیخ عبدالحسین بن عبدالرحمن بغدادی: فاضل در سال 1134 هـ.ق. رساله «الاحتیاطات اللازمه العمل» را بر او املا كرده است.[32] مقام علمی و مرجعیّت وی در مقدمه «كشف اللثام» میگوید: «در 13 سالگی از معقول و منقول فارغ التحصیل شدم.» او تألیف را قبل از بلوغ آغاز كرد و پیش از بلوغ به اجتهاد دست یافت. فاضل هندی در 16 سالگی موفق شد شفای بوعلی را تلخیص كند، گرچه این نسخه سوخت و از میان رفت. فاضل در 22 سالگی، بار دیگر به تلخیص شفا پرداخت.[33] مرجعیت علمی فاضل هندی پس از رحلت مرحوم مجلسی (1110 هـ.ق) و درگذشت آقا جمال خوانساری (1125 هـ.ق) فراگیر شد.[34] اجتهاد در عصر فاضل فاضل هندی در عصری میزیست كه اخباریگری در حوزههای علمیه رواج داشت. علامه محمد باقر مجلسی گرچه اخباری بود، روش میانه و معتدلی را در پیش گرفته بود و اكثر آثارش ـ حتی آثار فقهی و كلامیاش ـ در قالب ترجمه احادیث بود. در كنار این حركت مقدس، مجتهدانی بودند كه آثار آنها بر اساس استدلالهای عقلانی و بهرهگیری از دانش اصول بود. پیشتازان این اندیشه، آقا جمال خوانساری و فاضل هندی بودند. فاضل هندی متن فقهی مفصلی را به عنوان شرح بر قواعد الاحكام علامه حلّی نوشت و نام آن را «كشف اللثام عن حدود قواعد الاحكام» نهاد. او پیش از این شرح، شرحی بر لمعه با عنوان «المناهج السویّه» را نوشت. آقا جمال خوانساری جز حاشیه بر لمعه و نگارش آثار فقهی كوتاه، متن مفصلی آماده نكرد. بعد از این دو شخصیت، تا مدتی طولانی، یعنی در تمام قرن دوازدهم متن فقهی مفصلی نوشته نشد. بنابراین «كشف اللثام» موقعیتی ممتاز یافت. زمانی كه صاحب جواهر و صاحب ریاض المسائل دست به نگارش كتابهای مفصل خود زدند، آخرین اثر فقهی مفصل عالمانه را همین كشف اللثام دانسته، از آن در تدوین كتاب خویش بهرهی فراوان بردند. صاحب جواهر اعتماد عجیبی به فاضل هندی و كتابش (كشف اللثام) داشت و چیزی از جواهر را نمینوشت مگر آن كه كشف اللثام در دسترس او باشد.[35] از قول صاحب جواهر نقل كردهاند: «لو لم یكن الفاضل فی ایران ما ظننت أنّ الفقه صار الیه؛[36] اگر فاضل (هندی) در ایران نبود، گمان نمیكردم فقه به آنجا برسد.» صاحب جواهر، از كشف اللثام در نگارش جواهر فراوان استفاده كرده است. از جمله: 80 مورد در جلد اول، 138 مورد در جلد هشتم، 80 مورد در جلد نهم، 85 مورد در جلد دهم، 150 مورد در جلد یازدهم، 200 مورد در جلد چهل و یكم و 280 مورد در جلد چهل و سوم. شیخ انصاری نیز در كتاب مكاسب خود، به كشف اللثام بسیار استناد كرده است. بنابراین باید فاضل هندی را حلقه واسط مهمی در تاریخ اجتهاد شیعی بر شمرد. این سلسله اجتهاد در عصر صفویه از محقق كركی (متوفا: 940 هـ.ق.) آغاز میشود. محقق، بنیان گذار مكتب فقهی منحصر به فردی است كه تداوم بخش مكتب او عبارتند از: شیخ حسین بن عبدالصمد (متوفا: 984 هـ.ق.) پدر شیخ بهایی، شیخ بهایی (متوفا: 1030 هـ.ق.) میرداماد (متوفا: 1040 هـ.ق)، حسین بن رفیع الدین معروف به سلطان العلماء (متوفا: 1064 هـ.ق)، آقا حسین خوانساری (متوفا: 1098 هـ.ق.)، آقا جمال خوانساری (متوفا: 1125 هـ.ق.) و فاضل هندی.[37] این مكتب توسط صاحب جواهر و صاحب ریاض المسائل استمرار پیدا كرد. در این فاصله، نقش اصلی را در احیای مكتب اجتهاد، وحید بهبهانی برعهده داشت. در امتداد حركت پویای فقهی مكتب محقق كركی، مكتب ژرف نگر فقهی مقدس اردبیلی است كه توسط محمد بن علی موسوی عاملی (متوفا: 1011 هـ.ق.) نویسنده مدارك الاحكام، حسن بن زینالدین عاملی (متوفا: 1011 ه. ق.) مؤلف كتاب منتقی الجمان، عبدالله بن حسین شوشتری (متوفا: 1021 هـ.ق.) محقق سبزواری (متوفا: 1090 هـ.ق.) نویسنده كتاب كفایه الاحكام و فیض كاشانی ادامه یافت.[38] تألیفات در برخی از آثار فاضل هندی آمده است كه وی 80 تألیف درباره موضوعات مختلف علوم اسلامی نگارش كرده است.[39] گرایش و تبحّر وی در فقه و اصول بود. وی در زمینههای: عقاید، كلام، تفسیر، نحو و ... به تلخیص و شرح آثار پیشینیان پرداخت. برخی از شرحهای وی مانند كشف اللثام چنان عمیق و مبسوط است كه خود تألیفی مستقل به حساب میآید. از جمله كارهای تفسیری او تنظیم بخشهای تفسیری كتاب امالی سید مرتضی است. فاضل هندی در تلخیص برخی متون نحوی نیز كوشش بسیاری نمود. شمار آثار او را تا 150 كتاب و رساله نوشتهاند. تعدادی از آثار او عبارتند از: 1. تفسیر قرآن. 2. التّمحیص، (در علم بلاغت). 3. چهار آئینه: این كتاب به زبان فارسی است و فاضل آن را در اثبات خدا، اجماع امت بر امامت غیر معصوم، ملازم كفر است، تفسیر آیه 40 سوره توبه و اثبات عصمت آل عبا، نوشته است.[40] 4. حاشیه بر شرح مواقف. 5. شرح هدایه. 6. رساله عدم وجوب نماز جمعه در زمان غیبت امام (ره). 7. زبده در اصول دین. 8. شرح قصیده حمیری. 9. شرح ملخص التلخیص. 10. شرح عوامل. 11. شرح زبده. 12. شرح عقاید النسفیه. 13. كشف اللثام فی شرح قواعد الاحكام، در فقه. 14. كلید بهشت. 15. مناهج السویه فی شرح الروضه البهیه، چهار جلد.[41] این كتاب را فاضل هندی در 25 سالگی به رشته تحریر درآورده است.[42] 16. منیه الحریص علی فهم شرح التلخیص: این كتاب از نخستین آثار فاضل اصفهانی و موضوع آن علم بلاغت است كه وی قبل از بلوغ نگارش آن را به پایان رسانده است.[43] 17. التنصیص علی معانی التّمحیص: این كتاب در موضوع بلاغت نوشته شده و شرح مزجی است بر رساله «التمحیص» خودش، او تلخیص المفتاح خطیب قزوینی را در آن مختصر كرده است. این رساله در سال 1073 هـ.ق به پایان رسید[44] و در پایان كشف اللثام چاپ شده. این كتاب را فاضل هندی در 12 سالگی تألیف كرد.[45] 18. الزهره فی مناسك الحج و العمره. 19. احاله النظر فی القضاء و القدر. 20. الزبده العربیه. 21. شرح الدره البریعه فی علم اصول الشریعه. 22. الحور البریعه فی الاصول الشریعه. 23. خلاصه المنطق. 24. الحاشیه علی المواقف. 25. الحاشیه علی الهدایه الاثیریه للمیبدی. 26. رساله فی الاحتیاط الازمه العمل. 27. عون اخوان الصفا علی فهم كتاب شفاء. 28. اثبات الواجب فی اثبات الواجب. 29. حكمت خاقانیه. 30. السؤال و الجواب. 31. شرح العوامل ملامحسن قزوینی. 32. فهرست كنز الفؤاد. 33. اللألیء العبقریه فی شرح العینیّه الحمیریّه: این كتاب به زبان عربی و شرح ادبی مفصل و مهمی است بر قصیده عینیه سید اسماعیل حمیری. 34. النجاه: فارسی و درباره اصول دین است. 35. بینش، غرض آفرینش. 36. كاشف اسرار الیقین من اصول الشرع المبین فی شرح معالم الدین. 37. قراح الاقتراح: به زبان عربی و درباره نحو میباشد و فاضل هندی در سال 1081 هـ.ق. آن را نوشته است.[46] 38. موضح اسرار النحو. 39. الرساله التهلیلیه. 40. الكواكب الدری: این كتاب در موضوع تفسیر و ادبیات و به زبان عربی میباشدو در سال 1097 هـ.ق تألیف شده است.[47] 41. حاشیه بر كافیه ابن حاجب. 42. تطهیر التطهیر عن اوهام شبه الحمیر. 43. الزام العار لصاحب الغار: تفسیر آیه 38 سوره توبه.[48] 44. حاشیه بر قرب الاسناد. 45. الرسائل الكثیره. 46. تحفه الصالح: پاسخ به پرسشهای شاگردش، مولی صالح بن عبدالله كزازی قمی است. وی در سال 1126 هـ.ق. آن را به شاه سلطان حسین اهدا كرد.[49] 47. تحریم خمر. كتابخانه اعتباری را كه فاضل هندی برای كتاب قائل بوده، قابل توجه است. او در شرایطی كه فقر بر زندگیاش حاكم بوده، توانست نسخههای منحصر به فردی از آثار پیشینیان را در كتابخانه شخصیاش جمع كند. وی برای تألیف كتاب پرارزش كشف اللثام به نقلهای دیگران از كتابهای پیشینیان، اعتماد نكرد؛ بلكه با در اختیار داشتن مصادر اصلی، مستقیماً از آنها ـ در خلق این اثر جاودان ـ استفاده كرد. شماری از كتابهایی كه در كتابخانه فاضل هندی وجود داشت، عبارتند از: الجُمل و الانتصار، المزار للشهید، حاشیه علی القواعد، رساله فی جواز السفر، اللوامع و المقدادیات، الغنیه فی العلوم، الشامیات و البحریات لابن فهد حلّی، المسائل الغرویه، شرح نهج المسترشدین، شرح الارشاد لابن المصنف، اجوبه المسائل المختلفه للشیخ علی، مناهج الیقین فی اصول الدین، رساله ایضاح الاشتباه فی اسماء الرواه و اسامی الرجال، مجلی مرآه المنجلی فی علم الكلام، قواعد ابن میثم، فرج بعد الشدّه للتنوخی، ترجمه تورات، الانوار البدریه، نثر اللآلی و تفسیر بلابل القلاقل.[50] وفات فاضل هندی كه فخر عالم است نیز، دامنگیرش این خاك غم است فاضل هندی در روز سه شنبه بیست و پنجم رمضان سال 1137 هـ.ق. به سرای باقی شتافت و پیكرش در قبرستان تخت فولاد اصفهان دفن شد.[51] در كنار قبر او، قبر ملا محمد فضل معروف به فاضل نایینی قرار گرفته است كه به همین سبب، مردم قبر این دو شخصیت علمی را به نام «فاضلان» میشناسند.[52] تخت فولاد اصفهان این قبرستان از متبرّكترین آرامگاههای ایران است. «و مؤمنین مخصوصاً به جهت برآمدن حاجت به سر قبر او (فاضل هندی) برای زیارت میروند و توسل میجویند. بسا باشد كه بعضی از مؤمنین به تخت فولاد میروند محض زیارت فاضل و اكتفا به زیارت آن بزرگوار نموده، به مزارهای دیگر نمیروند؛ كه او را اهمّ از همه میدانند.»[53] [1] . تاریخ حزین، ص 64. [2] .ریاضالعلما، ج 7، ص 36. [3] . ترجمه روضات الجنات، ج 7، ص 115. [4] . وقایع السنین و الایام، میر عبدالحسین حسینی خاتون آبادی، ص 542. [5] . زندگینامه علامه مجلسی، ج 2، ص 82؛ تذكره العلما، محمد بن سلیمان تنكابنی، ص 169. [6] . زندگینامه علامه مجلسی، سید مصلح الدین مهدوی، ج 2، ص 83. [7] . طبقات اعلام الشیعه، ج 5، ص 90. [8] . تاریخ حزین، ص 64. [9] . منتخب آثار الحكماء، ج 3، ص 544، پاورقی. [10] . ترجمه روضات الجنات، ج 7، ص 357. [11] . زندگینامه علامه مجلسی، ج 2، ص 82 و تذكره العلماء، محمد بن سلیمان تنكابنی، ص 169. [12] . بهجه الآمال، ص 375. [13] . تذكره الانساب، ص 107، و نجوم السماء، ص 212. [14] . مفاخر اسلام، ج 8، ص 328. [15] . اعیان الشیعه، ج 44، ص 135؛ ج 9، ص 197 و ج 1، ص 197. [16] . ترجمه روضات الجنات، ج 7، ص 113؛ طبقات اعلام الشیعه، ص 548 و الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 18، ص 56. [17] . تلامذه العلامه المجلسی و المجازون منه، ص 63. [18] . الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 1، ص 232، شماره 1220. [19] . اعیان الشیعه، ج 3، ص 111. [20] . مقالات تاریخی، دفتر سوم، رسول جعفریان، ص 131. [21] . الاجازه الكبیره، ص 177. [22] . الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 18، ص 57. [23] . الاجازه الكبیره، ص 147 و تلامذه العلامه المجلسی و المجازون منه، ص 37. [24] . الكواكب المنتشره، ص 109. [25] . طبقات اعلام الشیعه، ص 109، 108، و الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 4، ص 423. [26] . الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 18، ص 57. [27] . تراجم الرجال، ج 2، ص 726. [28] . اعیان الشیعه، ج 9، ص 138. [29] . مقالات تاریخی، دفتر سوم، رسول جعفریان، ص 132. [30] . طبقات اعلام الشیعه، ص 576. الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 1، ص 232، الكواكب المنتشره، ص 116. [31] . الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 1، ص 232؛ الكواكب المنتشره، ص 116. [32] . همان، ج 11، ص 34. [33] . مقالات تاریخی، دفتر سوم، رسول جعفریان، ص 133. [34] . دستور شهریاران، ص 273. [35] . احوال و آثار بهاء الدین محمد، رسول جعفریان، ص 36 و 34. [36] . فوائد الرضویه، ص 478. [37] . مقدمهای بر فقه شیعه، ص 56. [38] . همان، ص 57. [39] . فوائد الرضویه، ص 478 و فهرست مجلس، ج 4، ص 98. [40] . الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 5، ص 311، ش 1481. [41] . سیری در تاریخ تخت فولاد، سید مصلح الدین مهدوی، ص 166. [42] . ترجمه روضات الجنات، ج 7، ص 357. [43] . الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 4، ص 431 و ج 22، ص 361؛ ترجمه روضات الجنات، ج 7، ص 114. [44] . فهرست نسخههای خطی كتابخانه عمومی آیت الله نجفی مرعشی، ج 3، ص 17 و 16. [45] . احوال و آثار بهاء الدین اصفهانی، رسول جعفریان، ص 53. [46]. فهرست نسخههای خطی آیه الله نجفی مرعشی، ج 3، ص 17و 16. [47] . فهرست نسخههای خطی كتابخانه آیت الله گلپایگانی، سید احمد حسینی، ج 1، ص 52. [48] . نسخه خطی به شماره 817، موجود در كتابخانه مرحوم آیت الله نجفی مرعشی. [49] . اعیان الشیعه، ج 9، ص 138. [50] . بحار الانوار، ج 110، ص 177 و 165. [51] . ترجمه روضات الجنات، ج 7، ص 116 و سیری در تاریخ تخت فولاد، ص 166. [52] . سیری در تاریخ تخت فولاد، ص 166؛ ریحانه الادب، ج 4، ص 285 و تذكره القبور، ملا عبدالكریم گزی، ص 39. [53] . تذكره القبور، ص 40.
|
تصویردعای وضو