در بررسي آثار اينترنت مي‌توان دو رويكرد كلان را از يكديگر متمايز ساخت: رويكرد نخست، ايده اثرگذاري اينترنت را بي‌پايه و اساس مي‌داند و بر آن است كه اين ايده با جداسازي فن‌آوري از واقعيت اجتماعي توليدگر آن، هويت مستقلي برايش قايل شده است و فن‌آوري‌ را به خودي خود، عامل تغييرات اجتماعي در نظر مي‌گيرد. مك كنا و برق معتقدند كه اينترنت، خود، علت اصلي هيچ چيز نيست و محققان بايد با گذشتن از اين مفهوم، به تحليل دقيق چگونگي تفاوت هويت اجتماعي، تعامل اجتماعي و روابط موجود در اينترنت و زندگي واقعي كاربران بپردازند. هواداران اين رويكرد در شمار اصحاب نظريه استفاده خشنودي جاي مي‌گيرند. اين عده، به جاي پرسش از نوع و چگونگي اثرگذاري اينترنت (و ديگر فن‌آوري‌‌هاي ارتباطي) بر كنش‌گران اجتماعي، از روش استفاده كنش‌گران اجتماعي از اينترنت مي‌پرسند.
به اعتقاد آنان، اينترنت يك مصنوع اجتماعي است و معناي يك مصنوع، از طريق كاربرد اجتماعي سازمان‌دهي شده آن، ايجاد و به مرور تثبيت مي‌شود. بنابراين، افراد، معناي اينترنت و ويژگي‌هاي آن را بر اساس فرآيندهاي اجتماعي (تجربه هاي مشترك به دست آمده در فرآيند استفاده از اينترنت، ايجاد انتظارات و تعريف راه درست و مطلوب استفاده از آن) ادراك مي‌كنند و اين ادراك در ميزان و چگونگي استفاده آنان از اينترنت و نيز چگونگي اثرپذيري از آن نقش دارد.
رويكرد دوم، اينترنت را واجد آثار گوناگوني مي‌داند. در ذيل اين رويكرد، مي‌توان سه ديدگاه را از يكديگر تشخيص داد: نخست، ديدگاهي كه اينترنت را واجد تأثير مثبت مي‌داند؛ دوم، ديدگاهي كه آثار يادشده را منفي قلمداد مي‌كند و سوم، ديدگاه بينابيني كه آثار اينترنت را ناهمگون و متفاوت مي‌داند و نقش متغيرهاي زمينه‌اي را در ميزان و چگونگي تأثير اين رسانه برجسته مي‌شمارد. در اين ميان، ديدگاه‌هاي خوش‌بينانه و بدبينانه قايل به نوعي جبرگرايي فن‌آورانه هستند، ولي ديدگاه واقع‌نگرانه در قبال آثار فن‌آوري‌هاي مختلف ارتباطي (به ويژه اينترنت) بر مخاطبان، موضعي معتدل و معطوف به واقعيت مي‌گيرد. (كرم‌اللهي، 1387: 84)
در ادامه، به هر يك از ديدگاه‌هاي ذيل رويكرد دوم، به اختصار اشاره مي‌كنيم.

الف) ديدگاه خوش‌بينانه

همان‌گونه كه آمد، پيچيدگي و چند ساحتي بودن اينترنت، زمينه‌هاي طرح ديدگاه‌هاي گوناگون و بيان كاركردها و آثار متعددي را براي اين رسانه فراهم آورده است. در اين ميان، انديشمنداني كه در قبال اينترنت، موضع آرمان‌گرايانه گرفته‌اند، بيشتر نيمه پر ليوان، يعني آثار مثبت را برجسته ساخته‌اند، ولي آنان كه از منظر انتقادي به اينترنت نگريسته‌اند، بيشتر بر آثار منفي آن تأكيد مي‌كنند. انديشمندان واقع‌نگر نيز با پرهيز كردن از مطلق‌انگاري سلبي يا ايجابي، آثار مثبت يا منفي اينترنت را مشروط به همراهي شرايط زمينه‌اي و ساختاري مي‌دانند. از ميان آثار مثبتي كه براي اينترنت برشمرده‌اند، مي‌توان به موارد زير اشاره كرد: فراهم‌سازي امكان گردش عقايد و رساندن آن به مخاطبان گسترده؛ كمك به كاهش اختلاف طبقاتي؛ تضعيف قدرت نخبگان سنتي انحصارگر اطلاعات؛ ايجاد شكل‌هاي جديد و جالبي از ارتباط؛ آسان و مؤثرسازي فعال‌گري شهروندان؛ ابزار مهم تبادل فوري و رايگان اطلاعات بر فراز سانسور، حمايت‌گر تفكر انتقادي و رويكردهاي غير ايدئولوژيك به فرهنگ و تقويت‌كننده فرهنگ غير تجاري و جمع‌گريز.

ب) ديدگاه بدبينانه

افزون بر آثار مثبت يادشده، برخي آثار منفي نيز براي اينترنت بيان شده است كه از ميان آنها مي‌توان به اين موارد اشاره كرد: پرورش نوع جديدي از فردگرايي افراطي؛ بدل‌سازي جهان‌بيني‌ها و برتري فرهنگي امريكا به وسيله نخبگان سنتي از طريق اينترنت؛ تسهيل تجاوز به حريم‌هاي خصوصي؛ رشد جوامع كاذب در برابر جامعه واقعي؛ قيچي كردن شبكه‌هاي اجتماعي و جداسازي افراد از خانواده و دوستان؛ جاي‌گزيني خويشاوندي‌هاي اجتماعي برون‌خط با پيوندهاي اجتماعي برخط و ترجيح روابط برخط بر روابط برون‌خط به دليل بهره‌مندي از آزادي و ابتكار عمل بيشتر؛ كاهش سرمايه اجتماعي؛ گوشه‌گيري و بريدگي از مشاركت‌هاي محسوس و عيني؛ تضعيف مسئوليت اجتماعي به دليل امكان ابداع هويت‌هاي گوناگون؛ درگيرشدن كاربران با محيط برخط به جاي تعامل با افراد حقيقي و دگرگوني تعاملات اجتماعي از تعامل انساني به تعامل با فن‌آوري. (همان: 83)

ج) ديدگاه واقع‌نگرانه

ديدگاه واقع‌نگرانه، اينترنت را نوعي فن‌آوري پيچيده و تناقض‌نما مي‌داند كه داراي آثار ناهمگون براي كاربران ناهمگون است. به بيان ديگر، اين ديدگاه قايل به نوعي رابطه تعاملي ميان نوع استفاده از اينترنت و متغيرهاي جمعيت‌شناسي (سن، جنس، تحصيلات و...) در تعيين ميزان و چگونگي اثرپذيري از اينترنت است. (همان: 86)
همان‌گونه كه در انديشه‌هاي وبلن، تغييرات اجتماعي با وضعيت فنون صنعتي يا همان سطح فن‌آوري موجود در جامعه رابطه مستقيمي دارند و از آنجا كه سطح فن‌آوري موجود در جامعه هم در تعيين فرهنگ آن نقشي حياتي دارد، تأثير فن‌آوري هميشه مستقيم نيست. تأثير فن‌آوري بر جامعه مي‌تواند با ديركرد و غير مستقيم باشد. به عبارتي ديگر، فن‌آوري جديد به خودي خود منجر به شكل‌گيري نظام‌هاي سياسي، باورهاي مذهبي و نگرش‌هاي اخلاق جديد نمي‌شود، بلكه در نهادها، هنجارها و ارزش‌هاي موجود جامعه، تغيير ايجاد مي‌كند. (تيم ديليني، 1387: 306) بنابراين، در تغيير ارزش‌هاي ديني هم تأثير فن‌آوري اينترنت هميشه مستقيم نيست و بيشتر تابع نوع استفاده از آن و متغيرهاي سن، جنس، تحصيلات و غيره است.
رسانه‌هاي جمعي همچون اينترنت به سبب داشتن قدرت فراوان، گستره پوشش و كاركردهاي متنوعشان، در حوزه‌هاي اخلاق فردي و اجتماعي اثري عميق و انكارناپذير بر جا مي‌گذارند. دانشمندان علوم اجتماعي، اين رسانه‌ها را در رديف عوامل اجتماعي كردن و شكل دادن شخصيت افراد جامعه مي‌خوانند و بر اين باورند كه رسانه‌هاي جمعي مي‌توانند ارزش‌هاي ديني را تقويت يا تضعيف سازند. ازاين‌رو، پيش از بيان نظريه‌هاي تأثير اين رسانه و سازوكارهاي تغيير لازم است به ويژگي‌هاي خود اينترنت بپردازيم تا گستره نفوذ اين رسانه در ميان رسانه‌هاي جمعي روشن شود. سپس به تغييراتي مي‌پردازيم كه از طريق اينترنت بر ارزش‌هاي ديني ما اثر مي‌گذارد.